امروز ۵شنبه سال ۲۰۰۸
شعار زندگي:
( كردار نيك *** گفتار نيك *** افكار نيك )
زنده باد ازادي ( بياني و عملي )
زنده باد دموكراسي
زنده باد اهورا مزداي ايران زمين
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Thu 27 Nov 2008 ساعت 10:31 AM موضوع | لینک ثابت
| بمان مادر | |
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر كه باران بلا میباردت از آسمان بر سر نگاه خیره را از سنگفرش كوچهها بردار كه اكنون برق خون میتابد از آیینه خورشید دوچشم منتظر را تا به كی بر آستان خانه میدوزی تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید نخـواهی دید نخـواهی دید بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر كه باران بلا میباردت از آسمان بر سر ببین آن مغز خونآلوده را آن پاره دل را كه در زیر قدمها میتپد بی هیچ فریادی سكوتی تلخ در رگهای سردش زهر میریزد بدو با طعنه میگوید كه بعد از مرگ آزادی زمین میجوشد از خون زیر این خورشید عالم سوز بمان مادر بمان در خانه خاموش خود امروز زمین گرم است از باران بیپایان خون امروز ولی دلهای خونین جامگان در سینهها سرد است مبند امروز چشم منتظر بر حلقه این در |
كه قلب آهنین حلقه هم آكنده از درد است
بمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادر
![]()
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Sat 1 Nov 2008 ساعت 2:38 PM موضوع | لینک ثابت
زمان را چه كنم اي تمام دل خوشي ام
ببين كه پير مي شوم به پاي زندگي ام
مرا زنو بياغاز در اين سراي غريب
هزار بار شكستم به پاي سادگي ام
****************************************
و اين منم
مردي تنها
در استانه فصلي سرد
در ابتداي درك هستي الوده زمين
و ياس ساده و غمناك اسمان
و ناتواني اين دستهاي سيماني
*****************************************
امروز اول ماه است
من راز فصلها را ميدانم
من حرف لحظه ها را مي فهمم
نجات دهنده در گور خفته است.
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Sun 5 Oct 2008 ساعت 2:47 PM موضوع | لینک ثابت
ما رو باش اومدیمو خراب عشق تو شدیم اومدیم با یک نگاه عاشق چشم تو شدیم
ما رو باش گذاشتی با رفیق و بیگانه شدی حالا برگشتی میگی عاشق و دیوانه شدی
منو باش زندگیمو به پای تو ریخته بودم رنگ چشماتو با یک رنگی ام امیخته بودم
ما رو باش
شما رو باش
مارو باش جای خونه قفس برام ساخته بودی با گلهای کاغذی یه باغچه گل کاشته بودی
ما رو باش قلبمونو به دست کی داده بودیم با دو تا خشت گلی چه خونه ای ساخته بودیم
تو رو باش مست غروب شکستی قلب عاشقو رفتی و تنها گذاشتی گلهای شقایقو
منو باش زندگیمو به پای تو ریخته بودم رنگ چشماتو با یک رنگی ام امیخته بودم
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Thu 3 Jul 2008 ساعت 1:50 PM موضوع | لینک ثابت

۲۵ دقیقه برای اینکه دوستت بدارم.
۲۵ دقیقه مهلت برای این که دوستم بداری.
۲۵ دقیقه مهلت برای عشق زمان کوتاهی است.... با این همه من ۲۵ دقیقه از عمرم را کنار میگذارم، تا به تو فكر كنم.
تو هم اگر فرصت داری ۲۵ دقیقه فقط ۲۵ دقیقه به من فکر کن"... بیا ۲۵ دقیقه از عمرمون را برای همدیگر پس انداز کنیم.......!!!!!


نوشته شده توسط .::گمنام::. در Wed 25 Jun 2008 ساعت 3:56 PM موضوع | لینک ثابت
بر من قلم قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش زمن چرا می دانند؟!!!
دی بر من و امروز چو دی بر من و تو
فردا به چه حجتم به داور خوانند؟!!!
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Sat 17 May 2008 ساعت 12:16 PM موضوع | لینک ثابت
من از این دنیا چی می خوام دو تا صندلی چوبی
که من و تو رو بشونه واسه ی گفتن خوبی
من از این دنیا چی می خوام یک وجب زمین خالی
همون قد که یک اتاقک بشه خونه ی خیالی
من از این دنیا چی می خوام دو تا بال برای پرواز
برم تا روز تولد برسم به فصل پرواز
برم پیش بچه هایی که یک لقمه نون ندارن
که یک شب با دل سیر چشاشونو رو هم بذارن

نوشته شده توسط .::گمنام::. در Thu 28 Feb 2008 ساعت 7:42 PM موضوع | لینک ثابت
مردم از درد دوری
*** چو رنج و صبوری![]()
کی میشه این زندوونی
*** رها بشه یه جوری ![]()
وای چه زندونی...![]()
![]()
امان از درد دوری*** دلا تا کی صبوری؟![]()
*******
دلا تا کی بنالم *** نمی پرسی از حالم ![]()
دل خونه خونه خونه *** اشک میریزه و میخونه دل دیونه...![]()
بیا بی تو عزیزم دل من غصه داره...![]()

نمی خوام تو بدونی نگاهم گریه داره...
مردم از درد دوری *** چو رنج و صبوری
کی میشه این زندوونی
*** رها بشه یه جوری ![]()
وای چه زندونی...![]()
![]()

نوشته شده توسط .::گمنام::. در Sat 15 Dec 2007 ساعت 4:47 PM موضوع | لینک ثابت
حاج آقا سریال تموم شد بی خیال شین!!!!!!!!!

چیه شتر سواری که دولا دولا نمیشه . حتما فکر می کنید هیچکس هم نمی بینه . باشه شما مشغول باشید من مواظبم ماشین گشت نیاد

محمود احمدی نژاد و محسن رمضانی،در دیدار رییس جمهوری با روشن دلان ـــ این حس رئیس جمهور منو کشته

بابا اینا دیگه کی هستن؟
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Mon 19 Nov 2007 ساعت 8:23 AM موضوع | لینک ثابت
مکیدن بیشتر پستان = تولید بیشتر شیر![]()
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Sun 18 Nov 2007 ساعت 10:1 PM موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Mon 5 Nov 2007 ساعت 3:0 AM موضوع | لینک ثابت
من به قانون شکني محکومم...و تبعيدبه مجازم
نفرين به دادگاه تو .... نفرين به دادگاه من
چه بيهوده است انتظار ديروز را در فردا کشيدن...
بودن من درد نيست
من از بيهوده بودن سخت دلگيرم........

نوشته شده توسط .::گمنام::. در Sat 3 Nov 2007 ساعت 12:57 PM موضوع | لینک ثابت
گل پونه هاي وحشي دشت اميدم
وقت سحر شد خاموشي شب رفت فردايي دگر شد
من مانده ام تنهاي تنها من مانده ام تنها ميان سيل غمها
گل پونه ها نا مهرباني آتشم زد آتشم زد گل پونه ها بي همزباني آتشم زد
مي خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم افسرده ام ديوانه ام آزرده جانم
وقت سحر شد خاموشي شب رفت فردايي دگر شد
من مانده ام تنهاي تنها من مانده ام تنها ميان سيل غمها
من مانده ام تنها ميان سيل غمها
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Mon 29 Oct 2007 ساعت 9:36 PM موضوع | لینک ثابت
کدام ازدواج؟
"عاشقانه - عاقلا نه - منطقی - تجربی"
1- ازدواج عاشقانه
ازدواجی است که معمولا در دوران بلوغ دختران و پسران یا کمی بعد از آن صورت می گیرد.
و با در نظر گرفتن رشد و نمو روحی و فیزیولوژیکی که مخصوص این دوران است،در اکثر اوقات طوفانی از احساس در جوانان پدید می آورد.در یک چنین وضعی،اغلب افراد به علت آنکه تحت تاثیر جنبه های جنسی و احساس درونی خود قرار می گیرند و فرصتی ندارند که به سایر جهات زندگی فکر کنند و به اصطلاح جذبه ی عشق و محبت "چشم عقل" آنها را نابینا می کند،در هر شرایطی که باشند تن به ازدواج می دهند.ازدواجی است که فقط " یک جنبه ی!" آن مورد نظرشان هست.
اینگونه ازدواج ها به ندرت به وضع رضایت بخشی ادامه پیدا می کند و در اکثر موارد به جدایی می انجامد.اگر هم زن و شوهر یکدیگر را تحمل کنند،به علت بهانه هایی از قبیل بچه دار شدن خواهد بود.آنها رفته رفته به نقاط ضعف خود پی برده و از اینکه این اشتباه را مرتکب شده اند عمری را در رنج و اندوه به سر خواهند برد.
2- ازدواج عاقلانه
اینگونه ازدواجها از محبت و عشق آتشین بهره ای ندارند و صرفا به منظور خاصی از قبیل دستیابی به ثروت یا اعتبار فامیلی و یا موقعیت اجتماعی پدر و مادر طرف دیگر و کسب شهرت "که من داماد فلان خانواده یا عروس فلان شخصیتی هستم" صورت می گیرد.
گر چه در این گونه ازدواجها ممکن است زن به تنهایی یا شوهر به تنهایی تا اندازه ای از انگیزه ی عشق و محبت برخوردار باشند .ولی در اکثر اوقات،زن یا شوهر هدفشان همان منظور خاص است که کمبودهای آنها را جبران کند.
3- ازدواج منطقی
این گونه ازدواج را اگر از نظر عاطفی بنگریم،خواهیم دید،علاوه بر خواستن طرفین یکدیگر را و داشتن عشق و محبت و بی نظر بودن نسبت به آنچه را که طرف دیگر دارد،چه از نظر عاطفی و چه غیر عاطفی در اینگونه ازدواج ها برای زوجها،یک انگیزه وجود دارد،که عبارت است از داشتن زندگی مرتب و در کنار همسر بودن و نیازهای طبیعی خود را ارضاء کردن.
بسیار هستند مردانی که زن را برای مادر شدن و یا زنانی که مرد را برای پدر بودن انتخاب کرده اند که زندگی آنان علاوه بر داشتن عشق و علاقه،از رنگ و بوی دیگری برخوردار باشد که داشتن فرزند است.این ازدواج همیشه پایدار است و علاقه مندی طرفین به یکدیگر روز به روز بیشتر و مستحکمتر می شود.
4- ازدواج تجربی
ازجوانی سوال کردند که چرا ازدواج نمی کنی،گفت در این مورد تجربه ندارم .گفتند کی تجربه خواهی داشت،گفت وقتی که ازدواج کردم.او معتقد است ،مسئله ازدواج و همسر گزینی را نباید سرسری گرفت،آینده نگر است،همسر را برای آینده خود و فرزندانش می خواهد،او مایل است از وضع زندگی دیگران تجربه بیاموزد،آنها چه کردند،زندگی را چگونه می گذرانند،روابط همسران با هم چگونه است تا بتواند از مشکلاتی که احیانا ممکن است پیش آید دوری کند،و خوبیها و روشناییهای زندگی را برگزیند.
افرادی که تفکرات تجربی دارند،در انتخاب همسر و قبول شرایط واقعی زناشوئی به مرحله ای می رسند که ازدواج را از تمام جهات آن،در مد نظر می گیرند.و بدون شک اینگونه ازدواج هاست که از پایداری و صمیمیت زندگی واقعی برخوردار است.
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Mon 29 Oct 2007 ساعت 8:54 PM موضوع | لینک ثابت
من راز نگاهت را از ايينه پرسيدم
چشمان نجيبت را از دور پرستيدم
باران شدم و چون اشک بر عشق تو باريدم
من شمع وجودم را به مهر تو بخشيدم
مثل گل نيلوفر چشم تو بهري شد
از پيش دلم ارام رفتي و نفهميدم
نوشته شده توسط .::گمنام::. در Wed 10 Oct 2007 ساعت 10:43 PM موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام
متولد اردیبهشت
از امارات - دبی - ابوظبی
----------------------------------
- سركشي آفت شجاعت است ،
تفاخر آفت شرافت است ،
منت آفت سماحت است ،
خود پسندي آفت جمال است ،
دروغ آفت سخن است ،
فراموشي آفت دانش است ،
سفاهت آفت بردباري است ،
اسراف آفت بخشش است
- نيك كردار باش
و از كار بد بپرهيز،
ببين ميل داري ديگران
درباره تو چه بگويند همانطور رفتار كن..
و از آنچه نمي خواهي درباره تو بگويند بر كنار باش.
آفت دانش فراموشيست
و دانشي كه به نا اهل سپاري تلف مي شود
و در اخر انسانیت و دوری از خرافات
و استفاده از عقل و خرد.
فهرست اصلی
دوستان
Life
حالشو ببر
پوچستان
چشمک
دنياى ما
غبار لبخند
سالهای سوخته (خاطرات همه ی زندگیم )
•.ღعاشق ألافღ.•
عشـــق یعنی انتظار...
درد دل نکن دیونه دل درد می گیری
طنز نبشته های سعید زاهدی
..::::: کویر تنهایی :::::..
اشک خورشید(نا گفته های دختر ایرانی)
در نهایت ، می توان آغاز شد
دخترک قلیون فروش
پیوندهای روزانه
به نام زندگانی حرامم شد جوانی
درد دل نكن ديوونه دل درد مى گيرى
اخبار ورزشی واحد مرکزی خبر
عادات سالم براي ارتقاء زندگي
مجله اطلاعات هفتگی
موسسه اطلاعات
بی بی سی
ایران ورزشی
نوشته های پیشین
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
طراح قالب
POWERED BY
embed src="http://download2.emp3.ir/Music/AliTakta/128/Ali%20Takta%20-%20Dele%20Sadeye%20Man.mp3" autostart="true" hidden="false" loop="false" width="80" height="44">